الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

709

علل الشرايع ( فارسي )

راوى مىگويد : عرض كردم چه مىفرماييد : اگر رسول ادّعاء كند احتياج و نياز او را وادار به اين عمل كرده است ؟ حضرت فرمودند : دستش را قطع مىكنند زيرا مال آن شخص را سرقت كرده است . باب سيصد و بيست و پنجم سرّ اين كه سارق را بر بيش از قطع دست و پا شكنجه نمىكنند حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از حسين بن حسن بن ابان ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از عاصم بن حميد ، از محمّد بن قيس ، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در باره سارق چنين حكم فرمودند : هر گاه سارق سرقت كرد ابتداء دست راستش را قطع كرده و اگر بار دوّم به سرقت مبادرت نمود پاى چپ او را قطع مىنمايند و سپس اگر بار ديگر مرتكب سرقت شد زندانش كرده و پاى راستش را قطع نمىكنند بلكه آن را به حال خود گذارده كه با آن راه رفته و براى قضاء حاجت بتواند خود را به بيت التخليه برساند و نيز دست چپش را قطع نكرده و به حال خود مىگذارند تا با آن غذا خورده و نيز بتواند استنجاء كند . سپس حضرت فرمودند : من از خدا شرم مىكنم سارق را به حالى قرار دهم كه نتواند از هيچ چيز استفاده نموده و بهره ببرد ولى در عين حال زندانش مىكنم تا در زندان بميرد و نيز فرمودند : حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بعد از قطع دست و پاى سارق هيچ عضو ديگرى را از او قطع نمىفرمودند . حديث ( 2 ) و با همين اسناد از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايّوب از ابان بن عثمان ، از زراره از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام هيچ سارقى را بر بيش از قطع دست و پا شكنجه نمىكرده و مىفرمودند : از پروردگارم شرم مىكنم كه سارق را به حالى رها كنم كه نتواند استنجاء كرده يا خود را تطهير نمايد . راوى مىگويد : و از آن حضرت پرسيدم : اگر سارق پس از قطع دست و پايش دوباره سرقت كرد با او چه خواهيد نمود ؟